نازی - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 6:09
امروز داشتم خونه رو تمیز می کردم که گوشی زنگ خورد.. برداشتم یهو یه صدای پسربچه اومد... پشت سر هم می گفت مامان اومدی واسم فلان بگیر... پنج دقیقه داشت دستور میداد :)) بهش گفتم عزیزم اشتباه گرفتی آخرش هم معذرت خواهی کرد... این قدر صداش با نمک بود.... خوش به حال مامانش
دختر - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
کاش بعضیا ارزش دختر و رو بدونن.... اینکه دختر واسه سکس و این چیزا نیست..... اینکه عاشقش کنی... باهاش حال کنی و بندازیش دور..... واس بیشتر پسرها متاسفم....هرچند که تاسفم هیچ مشکلی رو حل نمیکنه
دلم میخواد - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
خیلی دوست دارم از گذشته ام بنویسم... اما بهش که فک میکنم حالم بد میشه....
دختر خوب - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
تا ۳۰ دقیقه دیگه خانواده جناب همسر میان.... منم مث یه دختر و خوب کارهام رو کردم..... امیدوارم غذا خوب شده باشه آخه زیاد مزه ها رو حس نمیکنم :(((
بی ادب - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
عاخه چرا این جوریه؟؟؟ عایا مشکل از منه؟؟یا از بلاگفا؟؟؟ چند تا از وبلاگ های دوستان حذف شده ... دوباره که آدرس وبلاگ ها رو زدم اومدند :|||| چرا خو
عروسی - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
خواهر شوهر گرام قراره ازدواج کنه.... و ما آخرهای اسفند عروسی و داریم... چه قدر خوشحالم واسش... کلا دختر موفقیه..... پنج سال از من بزرگتره....
دستور - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
میشه دستور و یه کیک خوشمزه رو بگید؟؟ فقط توت فرنگی نباشه داخلش... مرسی
سحر - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
امروز یکی از دوستام رو دیدم..... دوست بچگی که البته از اقوام هم هست... بگذریم... اولش جا خوردم اما بعد کم کم حالیم شد که این سحره.... ته تغاری و از اون دختر خفن ها از بینیش که فقط سوراخ هاش مونده بود
باشگاه - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:11
نیما میره باشگاه و.... از اون وقتی که میره منم دلم میخواد دوباره برم.... بهش که گفتم گفت نمیذارم هر چی پرسیدم واسه چی جواب نداد دیشب بهم گفت : محیط باشگاه زن ها خوب نیست... تو کارهات فضولی می کنن نمیخوام مث اونا بشی اما اگه بخوای یه ورزشی بری برو.... اما باشگاه نه... البته نیما حرفی رو بیخود نمیزنه....